تبليغاتX
ترجمه ادبیات کوردی

ترجمه ادبیات کوردی

صحبت خارهایی که در پای برهنه سرزمینم فرو رفتند

ترجمه شعرى از قباد جلى زاده

 

"الفاتحه"

 

پر زدنهای‌ كبوتر

بال بشكسته درون چاه

لاشه بی‌ روح و گرم كودكی‌ معصوم

در غبار سینه سوز آ‌تشی‌ جانكاه

بیوه‌ای‌ را پرده‌ی‌ دوشیزگی‌ از بیخ بركندن

در میان گورزار جنگل برپای‌ مرده

نعره افتادن نعش درختی‌ ناگهان  بر خاك

در جوار سطل آشغال خیابانی‌ گرسنه

گربه‌ای‌ زائو- شهیدی‌ پاك ـ

در میان صخره‌های‌ مرگ و وحشت زا و انبوه

اخرین تك شیهه‌ی خونين رنگ‌ يال اسبی‌ تیر خورده بر ستیغ كوه

با نجس چاقوی‌ تیز و

 جسم نفرین گشته‌ی‌ خونریز

"هدیة‌ متواصلأ‌ الفاتحه‌"

 

 

"الفاتحه"

 

فڕكه‌ فڕكی باڵی شكاوی كۆترێك له‌ نێو چاڵێ

له‌ ته‌می تارمایی گڕستانی جگه‌ر دا

ته‌رمی هێشتا گه‌رمی مناڵێ

هاڕژنی له‌ رێسمه‌ بردنی كچێنیی بێوه‌ژنێ له‌ وه‌ختی ناوه‌ختێ

له‌ گۆڕستانی دارستانی به‌ پێوه‌ مردووا له‌ هێگڕا

نه‌عره‌ته‌ی نغرۆ بوونی دره‌ختێ

له‌ ته‌نیشت به‌رمیلی زبڵخۆری خیابانێكی برسی

كتكێكی زه‌یستانی شه‌هید

له‌ جه‌رگه‌ی ره‌وه‌زه‌ شاخێكی چڕی پڕ مه‌رگ و مه‌ترسی

دوا حیله‌ی خوێن ره‌نگی "بژ"ی

ئه‌سپێكی گلاراوی عه‌گید‌

به‌ سیكاردی بێ نوێژه‌وه‌

به‌ له‌شی نه‌فره‌ت لێكراوی خوێنڕێژه‌وه‌

هه‌دییه‌ته‌ن

مته‌واصیله‌ن

الفاتحه‌

 

? +? نويسنده: كاميل نجاری ? تاريخ: سه شنبه 3 شهریور1388 ? موضوع: ?

ترجمه شعرى از له‌تیف هه‌ڵمه‌ت

"قانون"

پيش آنكس كه كوردل باشد

نور خورشيد هم شب تار است

گربه را گر پليس گرداني

لاجرم موش هم گنهكار است

 

 

"ياسا"

كه‌ دڵ كوێر بێ

خۆره‌تاویش شه‌وی تاره‌

ئه‌گه‌ر پشیله‌ پۆلیس بێ

هه‌موو مشكێ تاوانباره‌

 

 

 

? +? نويسنده: كاميل نجاری ? تاريخ: چهارشنبه 31 تیر1388 ? موضوع: ?

ترجمه بیت “سه‌يده‌وان saydawan”

سه‌يده‌وان saydawan

 

بهاري شوم بر من آمده ياران

مرا سر درد مي گيرد

دل عبدالعزيز كور  

كورٍ داسني از غم غبار و گرد مي گيرد

چنان آشفته ام كز غصه و رنجم دل هر مرد مي گيرد

و من در خواب مي ديدم

بهار آخر شد و بر قله هاي كوهساران

ذره اي از سبزي و رنگ بهاران نيست !

خدا را مردمان گوييد

مرا تعبير اين آشفته خوابم چيست ؟

همى ترسم كه آن يزدان پاك، آن پادشاه لطف

ز حكمت بر رهم آرد بلايي سخت و از هستم بسازد نيست

 

و من با خويش مي گفتم

چنين است مصلحت ياران

به روزي گر پدر آرد

سه فرزندان خود را نو عروساني

ندانستم كه تقدير خداوندی

برآرد گرد از تدبير انسانی

برد منزلگه عبدالعزيز داسني را سوي ویرانی

  

 

و من قصد شكار قوچ مي كردم

تفنگ در دست مي رفتم

كه بر دامان كوهستانٍٍٍٍٍ « مقلوب » ، زيستگاه داسنيها قاصدي پيغام مي آورد

مي گفتند : بيا برگرد اي عبدالعزيز خانه ويران، تسليت بادت  

تو را شادي عزا گرديد

كه فرزند تو در حجله به درد ناشناسي مبتلا گرديد

و اينك دومين فرزند تو مرده است

به ناكامي كنار نو عروس آرام پژمرده است

مي گفتم :

خدا را مردمان خاموش

مبادا مجلس شادي عزا گردد

جوانان را مگوييد اين خبر ياران!

نشايد بزم و چوپي اينچنين با غم رها گردد

 

الا فرزند

پدر گردد فداى كاروان و قافله تان گر

به سوي سرزمين گرمسيرش مي فرستاديد

حرير و اطلس و ديبا

براي نو عروس خويشتن سوغات مي داديد

 

علاجم چيست ياران ؟ چاره ام را كس نمي داند

كسي را دل نمي سوزد

كه ناگه گوسفند و ملك و مال و چادر عبدالعزيز داسني امروز

به كوهستان

بدون مالك و صاحب به جا ماند

 

بهاري شوم بر من آمده ياران

مرا سر درد مي گيرد

دل عبدالعزيزٍ كور

كورٍ داسني از غم غبار و گرد مي گيرد

چنان آشفته ام كز غصه و رنجم

دل هر مرد مي گيرد

 

 و من بر كوهساران خيره مي گشتم

به سرخي مي گراييد از گل سرخ و گل نوروز و ازآلاله و زنبق

به نا گه قاصدي پيغام مي آورد :

اي عبدالعزيز خانه ويران تسليت بادت

تو را شادي عزا گرديد

كه فرزند بزرگت از سر كوه بر ته دره فرو غلتيد

 

مي گفتم :

خدا را مردمان خاموش

مبادا مجلس شادي عزا گردد

جوانان را مگوييد اين خبر ياران

نبايد رقص و چوپي اينچنين با غم رها گردد.

 

بهاري شوم بر من آمده ياران

مرا سر درد مي گيرد

دل عبدالعزيز كور

كور داسني از غم  غبار و گرد مي گيرد

چنان آشفته ام كز غصه و رنجم 

دل هر مرد مي گيرد

 

و من بر كوهساران خيره مي گشتم

به سرخي مي گراييد از گل سرخ و گل نوروز و از آلاله و زنبق

و من قصد شكار قوچ مي كردم

تفنگ در دست مي رفتم

به روي تخته سنگي « سه‌يده‌وانم » كاكل و مويش

پريشان در مسير باد مي رقصيد        

ولي چشمان كور من 

چنان ريش بز كوهي او را ديد 

الهي چشم جاسوس تو نابينا

الهي بشكند دست تو بر ماشه

صداي تير مي آمد

پسر در خون مي غلتيد

 

هزاران جوي و جوبار از سر كهسار

به تندي رو به پايين رهسپار هستند

و مي ريرند بر گلهاي رنگارنگ

همه شاد از بهار هستند 

مرا رجمم كنيد ياران

چه كس ديده است در هر دوره از دوران : 

پدر را سه پسر باشد

و ليكن نو عروسان را

هم اينک توری و« تارا » ي خونين رنگ به سر باشد

 

از ين پس عهد باشد بعد فرزندان

حرامم باد تفنگ و هم شكار قوچ

روزم چون شبم تاريك

دگر با ايل خود با داسني ننشينم

ايشان را

نگويم عيدشان تبريك.

 

 

1-     بیت سه‌يده‌وان را در سال 1383 به درخواست دوست ارجمندم آقای "حسین میکاییلی" دانشجوی کارشناسی ارشد ادبیات در دانشگاه تربیت مدرس که قصد داشت پایان نامه خود را در مورد این بیت آماده کند، ترجمه کردم. اگرچه متاسفانه استادان نامبرده با موضوع پیشنهادی وی مخالفت کردند و این بیت در نهایت موضوع یک سمینار علمی و نوشتاری 100 صفحه ای توسط نامبرده شد.

2-     در ترجمه بیت از 13 روایت منتشر شده در کتاب  "گه‌نجی سه‌ربه‌ مۆر" (گنج سر به مهر) اثر آقای "احمد بحری"، استفاده گردید. با این تذکر که اختلافاتى در بین روایتهای مذکور وجود داشت و آنچه به عنوان ترجمه بیت سه‌يده‌وان  ارائه گردید ماحصل‌ تطبیق‌ چندین‌ روایت‌ مختلف‌ از این‌ بیت،‌ از زبان‌ بیت‌ خوانان‌ مختلف‌ می‌باشد، که به نکات مشترک آنها اشاره و از اختلافات جزیی چشم پوشی گردید.

3-     سعي شده تا حد ممكن براي انتقال مفهوم از معادلهايي كه در زبان فارسي وجود دارد سود جسته شود. علاوه بر اين بيت را همانند اشعار نيمايي بر وزن هجايي ترجمه كرديم تا خواننده فارس زبان شعري را پيش روي خود داشته باشد كه نمونه هاي آن را در زيان فارسي بارها خوانده است. (به نقل از نوشتار اقای میکاییلی)

4-     برای درک بهتر بیت سه‌يده‌وان مقاله زیر را بخوانید

تحليل بيت سه‌يده‌وان -  خسرو سینا - كارشناس ارشد تئاتر ـ تهران

 

بیت و ادبیات شفاهی کردستان

“بیت”ها، منظومه‌های داستانی عامیانه‌ای هستند كه بخش مهمی از ادبیات فولكلوریك كردها را تشكیل می‌دهند. این داستانهای شفاهی كه پیدایش آنها به دوران طولانی فئودالیسم در كردستان برمی‌گردد، سینه به سینه از گزارنده‌های ناشناخته‌ی سده‌های پیشین به خنیاگران امروزی رسیده‌اند. “بیت”‌ها كه با آواز بلند و در ﺤﻀﻮر جمع خوانده می‌شوند موﻀﻮع‌های مختلفی دارند. موﻀﻮع‌ برخی ﺼﺮفا محلی و بومی‌ست و نشان‌‌دهنده‌ی فراز و نشیب قومی، چه در زمان‌های جدید و چه در ادوار باستانی، ﻤﺜﻼ تاریخ كردها، جنگ و مبارزه‌های ملی و ﻤﺬهبی، حوادﺚ واقعی تلخ و شیرین ﻤﻧﻄﻘﻪ، داستان‌های عشق و دلدادگی و موﻀﻮع‌های دیگری مانند آن. محتوای ﺒﻌﻀﻰ دیگر، اقتباس از ادبیات غیربومی می‌باشد.

“بیت”‌ها، به ﻤﺜﺎبه‌ی فرهنگ لغات و اﺼﻃﻼحات، گنجینه‌های گرانبهایی به‌شمار می‌روند كه واژه‌های اﺼﻴﻞ بسیاری را از ﺨﻃﺮ نابودی رهانیده‌اند و از این لحاﻇ ارزش ادبی و دستوری ویژه‌ای را دارا هستند. از سوی دیگر در “بیت”‌ها به‌خوبی می‌توان روحیات، عواطف و عناصر زندگی مردم كرد، نوع روابط اجتماعی، شرایط طبیعی، وضعیت جغرافیایی و سیاسی، حرفه‌ها، شیوه‌های فعالیت مردم و باورها و پندارهای اجتماعی مردم را همچون تصویری در یك آینه دید.

دكتر منوچهر مرتضوی در دیباچه‌ی سلسله انتشارات ادبیات عامیانه‌ی ایرانی (نشر دانشكده‌ی ادبیات و علوم انسانی تبریز) می‌نویسد:


“منشا بیت‌های كردی متفاوت است و امكان دارد یك افسانه یا حادثه‌ی تاریخی ملی یا یك حادثه‌ی محلی و خاطره‌ی مبهم یك شكست و پیروزی یا معتقدات بومی و مذهبی یا تاثیرات عاطفی و تخیل شاعرانه یا ممزوجی از این‌ها، هسته‌ی بیت‌ها باشد، ولی در هر حال روح كلی بیت به نحوی از انحاء گویای آرزوها، امیدها، یاس‌ها، تلخكامی‌ها و مثل افسانه‌ها و ترانه‌ها و سرودهای دیگر مناطق، خاطره‌یی از خنده‌ها، گریه‌ها، شادی‌ها و ناله‌های بی‌سرانجام در چنگال راز سرنوشت انسانی و جبر غم‌افزای آفرینش است.

زنان و مردان بیت‌خوان به تناسب شرایط و موقعیت، در سرای اربابی، مساجد روستا، قهوه‌خانه‌های شهر، مجالس بزم و رزم و كار، به آواز خوش، داستان‌ها و مراثی خود را می‌سرودند و می‌خواندند. وقوع جنگ‌های سخت و كشتار و غارت و ویرانی، به‌ویژه جنگ جهانی اول و عواقب دردناك آن از یك سو، ورود مظاهر پیشرفت و تكنولوژی مانند گرامافون و رادیو به كردستان از سوی دیگر، كم كم فولكلور ادبی و هنر بیت‌خوانی و نقالی این منطقه را با خطر جدی مواجه ساخت و روشنفكران و تحصیلكردگان را به گردآوری بیت‌ها و منظومه‌های عامیانه تشویق و ترغیب كرد.

نوشته ی فوق گزیده ای است از مقاله : “ادبیات شفاهی کردستان و بیت گنج خلیل” به قلم “ناصر سینا” که در مجله‌ی چیستا، شماره 9، سال 7 (تهران، خرداد 69) به چاپ رسیده است. متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:

http://www.sr.se/cgi-bin/International/nyhetssidor/artikel.asp?nyheter=1&ProgramID=2200&Artikel=583736

? +? نويسنده: كاميل نجاری ? تاريخ: پنجشنبه 22 اسفند1387 ? موضوع: ?

در باره من


منوي اصلي

· صفحه نخست
· فهرست مطالب وبلاگ
· پروفايل
· پست الكترونيك
· آرشيو مطالب


آخرين نوشته ها

· ترجمه شعرى از قباد جلى زاده
· ترجمه شعرى از له‌تیف هه‌ڵمه‌ت
· ترجمه بیت “سه‌يده‌وان saydawan”


لينکهاي روزانه

· مسافر كوچلو


لينک دوستان

· خۆرهه‌ڵات نیوز
· سعييد دارايى
· مينو نصرت
· سعيد سليمانى
· جلال نجارى
· جمال نجارى
· ئه‌حمه‌دی غوڵامی
· حه‏زره‏تی مازوو (ر.ش)
· كامیل بۆكانی
· كورده‌گیان
· ن.ف (كونه كورد)
· بنار
· ئه‌له‌ند
· تاڤگه‌
· ناسر حيسامى
· روانه
· هه‌زار و یه‌ک شه‌ونووس
· یوونس ره‌زایی
· بریا کاکه‌‌سووری
· عه‌زیز مه‌حموودپوور
· سوله‌یمان عه‌بدولره‌حیمزاده‌
· خه‌ونباز
· ئەمین گەردیگلانی
· شا
· محه‌ممه‌دئه‌مين شاسه‌نه‌م
· تــوانــا ئـه‌مین
· ئه‌نجومه‌نی ئه‌ده‌بیی بۆكان
· ئه‌رسه‌لان چه‌ڵه‌بی
· امیر غلامی
· فه‌ریدوون ئه‌رشه‌دی
· قالب وبلاگ


امکانات





طراح قالب

Template By: Tempha.com